آجَرَکَ الله يا بَِقيهَ الله في مصيبَه جَدِّک
شهادت جانسوز حضرت باقرالعلوم،
حضرت امام محمدباقر عليه السلام
تسليت باد.
نمي دانم چرا افسرده دلهاست .......... گمانم ماتم فرزند زهراست
شد از زين به زهر آلوده مسموم .......... همان کو دين به عزمش پاي برجاست
معرفي حضرت(عليه السلام):
اسم مبارک آن بزرگوار محمد، و لقب مشهور او باقر است که حضرت رسول(صلوات الله عليه) آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. کنية مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارک ايشان مثل عمر پدر بزرگوار و جد بزرگوارشان حسين(عليه السلام) پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 از هجرت به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملک مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود که حماسة کربلا واقع شد و آن بزرگوار کربلا را مشاهده فرمود. بعد از حماسة کربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.
دو ماه پيش، اونجا(!) چه خبر بود!
دارن نامه مي نويسن.
دارن دعوتنامه مي نويسن.
يکي مي نويسه: آقا بيا. ما اينجا امام نداريم. اگه بياي چنين مي کنيم و چنان مي کنيم و... .
اون يکي مي نويسه: مولاجان، زمين ها سرسبز شده و ميوه ها رسيده. بيا که منتظريم تا به بهترين نحو از شما پذيرايي کنيم....
اون يکي مي نويسه: صدهزار شمشيرزن ياور شماست. آقا بيا ... .
شهر رو دارن آب و جارو مي کنن
منتظر ي مهمونن
ي مهمون عزيز
...
الان چي؟
اونجا(!) چه خبره؟
دارن با فرستاده اون مهموني که براش نامه نوشته بودن، بيعت مي کنن.
يک نفر؟ ده نفر؟ صد نفر؟ هزار نفر؟
نَه
هجده هزار نفر بيعت کردند.
گفتن: به مهمون بگو بياد. ما منتظريم. ما جان برکفيم. ما مشتاق امام مونيم. ما آماده ايم ... .
حالا اون فرستاده هه نامه مي نويسه:
آقا، مولا و سرورم. بفرماييد بيايد. اينا همه بيعت کردند....
اما!!!
ادامه دارد ...
پي نوشت ها:
طبري به سند خود از حصين بن عبدالرحمن نقل مي نمايد: "اهل کوفه به حسين بن علي(عليه السلام) نوشتند که صدهزار شمشيرزن، ياور توست.پس آن حضرت مسلم را به کوفه فرستاد و ... ". 1
"اِنَّ لَکَ هيهُنا مِأَهُ اَلفَ سيف"
ابو مخنف نقل مي کند که هجده هزار نفر با مسلم بن عقيل بيعت کرده بودند.2
1- تاريخ طبري، ج5 ، ص391.
2- همان، ص589.
3- مروج الذهب، ج3، ص58.
آجَرَکَ الله يا بَِقيهَ الله في مصيبَه جَدِّک
شهادت جانسوز حضرت امام محمد تقي،
جواد الائمه عليه السلام، تسليت باد.
من جوادم که خدا خوانده جواد من چه کردم به تو اي بدبنياد
عوض آنکه مرا يار شوي بر دل غمزده غمخوار شوي
رفتي و در به روي من بستي با کنيزان همگي بنشستي
تن بي تاب مرا تاب بده جگرم سوخت کمي آب بده
ذکر مصيبت:
بعد از هلاکت مأمون، برادرش معتصم بجاي او در مسند خلافت نشست و تصميم گرفت امام جواد عليه السلام را که در مدينه داراي شخصيت و احترام بود به بغداد احظار کند.
سرانجام در تارخ 28 محرم سال 220، امام جواد عليه السلام با همسرش، ام الفضل به بغداد آمدند و در اين ايام ام الفضل با برادرش جعفر بن مأمون تصميم به قتل امام عليه السلام گرفتند و ام الفضل مأمور مسموم کردن امام عليه السلام گرديد و معتصم و جعفر، سمّي را در انگور رازقي تزريق کردند و براي ام الفضل فرستادند.
ام الفضل نيز آنرا درون کاسه اي گذاشت و جلوي همسر جوانش(حضرت 25 سال داشتند) نهاد و از آن انگور توصيف بسيار نمود. و سرانجام امام جواد عليه السلام از آن انگور خوردند و طولي نکشيد که آن حضرت آثار سم را در جگر خود احساس نمودند و کم کم درد شديد بر ايشان عارض گرديد.
گفته اند که بر اثر آن زهر، امام جواد عليه السلام عطش شديدي پيدا کردند و درخواست آب نمودند. اما ام الفضل از دادن آب به آن حضرت خودداري نمود.
و حتي جنازه آن حضرت چند روز بالاي پشت بام، زير آفتاب بود و پرندگان هوا بر بالاي بدن مطهر امام مي آمدند و سايه مي کردند.
به ديوار قفس بشکسته ام بال و پر خود را ............... زدم تنهاي تنها ناله هاي آخر خود را
قفس را در گشوده، صيد را آزاد بگذاريد ............... که در کنج قفس مگذاشت جز مشتي پر خود را
کنيزان لحظه اي آرام، شايد بشنوم يک دم ............... صداي ناله جانسوز زهرا(س) ، مادر خود را
لبم خشکيده، يارم گشته قاتل، حجره دربسته ............... مگر با قطره اي اشکم تر نمايم حنجر خود را
چه گويي اي ستمگر در جواب مادرم زهرا(س) ............... اگر پرسد چرا کشتي لب تشنه شوهر خود را
وَ لا حَول وَلا قُوَّهَ اِلا بِاللهِ العَليِّ العَظيم
وَ سَيَعلَمُ الّذينَ ظَلَمُوا اَيَّ مُنقَلِبٍ يَنقَلِبُون
السلام عليک يا علي بن موسي الرضا(عليک السلام)
اين چند بيت شعر رو
دست جمعي،
با بچه هاي هيئت مهدي جان(عجل الله تعالي فرجه الشريف)
که با همديگه مشرف شده بوديم
حرم ملکوتي آقامون
علي بن موسي الرضا – عليه آلاف التحيه و الثناء
مي خونديم و
اشک ريختيم و
صفا مي کرديم و ...
السلام اي شهيد خراسان اي پناه دل بي پناهان
اي رضا جان (3)
اي گل پرپر باغ حيدر پاره قلب موسي بن جعفر(ع)
ميهمانم من از ره رسيدم ميزبانا مکن نااميدم
تو جگر گوشه مرتضايي تو علي بن موسي الرضايي
جان زهرا و جان جوادت وقت مُردن کن از ما عيادت
جان معصومه و عمه هايت کربلا کربلا کن عنايت
اي رضا جان (3)
روز آخر هم
وقت خداحافظي،
اينو خونديم
و زار زديم و
گريه کرديم و ...
الوداع اي شهيد خراسان اي پناه دل بي پناهان
و اين شعر
با حال و هواي بچه ها
يادگاري موند براي اون دنيا!!!
الحمدلله رب العالمين.
انشاء الله عرفه / کربلا / عرش خدا.
زيارت مخصوصه آقا امام رضا عليه آلاف التحيه و الثناء
روز بيست و سوم ماه ذيقعده. مفاتيح الجنان:
قال سيدبن طاووس في الاقبال و رايت في بعض تصانيف اصحابنا العجم رضوان الله عليهم، انه يستحب ان يزار مولانا الرضا عليه السلام يوم ثالث وعشيرين من ذي القعده، من قرب او بعيد. ببعض زيارته المعروفه او بما يکون کالزياره من الروايه بذلک.
سلام
شب جمعه همين هفته، شب زيارتي مخصوصه ولي نعمت مون، آقا علي بن موسي الرضا، عليه آلاف التحيه و الثناء است.
و جمعه(بيست و سوم ماه ذيقعده) روز زيارت مخصوصه.
اولش بگم که: آدمهاي مخصوص(!) زيارت مخصوصه مشرف ميشن!!!
- کار دارم اون روز. کاسبي و زن و بچه و ... .
- تو که اين همه اظهار ارادات مي کني خدمت امام رضا، نمي خاي واسه پابوسي آقا، از ... هزار تومن بگذري؟
- مرخصي بهم نميدن. اصلا و به هيچ عنوان.
- ي دوستي دارم به اسم مهدي.س که سه بار مشرف شد کربلا، سه بار مجبور شد کارش رو عوض کنه! ديگه از اين بالاتر؟!
- باشه ي وقت ديگه حالا. سر فرصت.
- فرصت هاي طلايي تو زندگي کم پيش ميادها. بابا، زيارت مخصوصه. حتما ي چيزي توش هست که اسمش اين شده ديگه. ي بار هم شده تجربه کن. پاکار همه ساله ميشي ها.
- امام رضا، با من قهره! نمي طلبه!
- جمله اولت رو نشنيده مي گيرم ولي تو تا حالا چند بار ساک و چمدونت رو بستي رفتي ترمينال، بليط پيدا نکردي؟ اصلا تو برو دنبال بليط، جور هم نشد، نشد. بگو آقا، اين کار از دستم برمي اومد که انجام دادم. حالا ديگه نوبت شماست! گر در ره عاشقي قدم صدق نهي، معشوق به اول قدمت پيش آيد.
- حالا برم از خانومم(از آقامون، از بچه هام، از رييسم، از همسايه ها، از ...) اجازه بگيرم. ببينم چي ميشه.
- ي نگاه امام رضا،قربونشون برم، به همه عالم مي ارزه! يا علي
اغنياء مکّه رَوَند و فقرا سوي تو آيند جان به قربان تو شاها که حجّ فقرايي

پنجره فولاد رضا(ع)، برات کربلا ميده
هرکي ميره به کربلا،از حرم رضا(ع) ميره


اللهم صل علي علي بن موسي الرضا المرتضي،
الامام التقي النقي و حجتک علي من فوق الارض و من تحت الثري،
الصديق الشهيد، صلاه کثيره تامه زاکيه متواصله متواتره مترادفه
کافضل ما صليت علي احد من اوليائک.
(صلوات خاصه)

8- اگر قرآن شفادهنده است: «و تُنزل من القرآن ما هو شفاء» (اسراء، 82)، خاک قبر امام حسين عليه السلام نيز شفاست: «طين قبر الحسين شفاء من کلّ داء» (من لايحضر،ج2،ص446)
9- اگر در دعاي چهل و دوم صحيفه سجاديه درباره قرآن مي خوانيم که پرچم نجات است (عَلَم نجاه)، در زيارت امام حسين عليه السلام مي خوانيم که او نيز پرچم هدايت است: «انّه رايه الهدي" (کامل الزيارات،ص70)
10- اگر قرآن منار حکمت است: (الحياه،ج2،ص140)، امام حسين عليه السلام نيز باب حکمت الهي است. «السلام عليک يا باب حکمه رب العالمين» (مفاتيح الجنان)
11- اگر قرآن امر به معروف و نهي از منکر مي کند: «فالقرآن آمرٌ و زاجر» (نهج البلاغه،خطبه182)، امام حسين عليه السلام نيز فرمود: هدف من از رفتن به کربلا، امر به معروف و نهي از منکر است. «اريد أن آمر بالمعروف و اَنهي عن المنکر» (سموّالمعني في سموّالذات،96)
12- اگر قرآن نور است: «نوراً مبيناً» (نساء،174)، امام حسين عليه السلام نيز نور است: «کنت نوراً في الاصلاب الشامخه» (کامل الزيارات،ص230)
13- اگر قرآن، براي تاريخ و همه مردم است: «لم يجعل القرآن لزمانِ و لا لِناس دون ناس» (سفينه البحار،ج2،ص413)، درباره امام حسين عليه السلام نيز مي خوانيم که آثار کربلا از تاريخ محو نخواهد شد. «لايدرس أثره و لايُمحي رسمه» (مقتل مقرّم،397)
14- اگر قرآن مبارکي است: «کتاب انزلناه اليک مبارک» (سوره ص،29)، شهادت امام حسين عليه السلام نيز براي اسلام سبب برکت و رشد است: «اللهم فبارک لي في قتله» (مقتل خوارزمي،ج1،ص164) اين سخن از پيامبر اکرم صلي الله عليه و اله و سلم است.
ادامه دارد...
کل بازديد :21464
نام: | |
ايميل: | |
