امروز خود را چنان مي بينم كه پاييز از من رخت بربسته و برگهاي خزاني من ريخته و عيب هايم را در درياي رحمت تو شسته ام، و به نهالي مي مانم كه در بهاري تازه، از نو رسته ام، اين نونهال نورسته را پاك و پاكيزه بدار تا دوباره گرد گناهي بر اندامش منشيند، و چيزي جز ذات پاك تو را پسنديده نبيند.
امروز اگر جانم را به آزمون كشي و دلم را با سنجه تقوي بيازمايي، خواهم گفت: حكم آن چه تو فرمايي! پالايشي را كه به بركت شب قدرت بهره ام كردي از من مزداي، و دلم را همواره به راه پاكان درگاهت رهنمايي فرماي.